X
تبلیغات
برگشت به صفحه اصلی تارنگار
کنکاش - بی تفاوتی سازمانی
کنکاش در حوزه سيستمهای اقتصادی اجتماعی و به وِیژه حوزه رفاه و تامین اجتماعی کنکاش می نماید.

وقتی یک اتفاق مهم و سرنوشت ساز در سازمانی که در آن اشتغال دارید، رخ می دهد و هیچگونه عکس العمل و یا واکنشی را از سوی کارمندان آن سازمان مشاهده نمی کنی، بی شک شاهد یکی از نشانه های بی تفاوتی سازمانی یا همان (organizational indifference) هستید.

برای مثال جدائی بخش مهم و تاثیر گذاری از بدنه سازمان شما از چرخه کسب و کار سازمانی شما و بی تفاوتی به این موضوع بخصوص از سوی افراد شاغل مستقیم در همان بخش که از آن ارتزاق می کنند.

بي تفاوتي نوعي انحراف از وضعيت متعادل در سازمان است. در مديريت بحران نيز، بحران را انحراف از وضعيت تعادل تعريف كرده اند. پس شايد بتوان بي تفاوتي را نيز نوعي بحران ناميد.

بی تفاوتی سازمانی يك عامل مخرب در سازمان بوده و نوعی بحران خاموش، سقوط آرام و تخريب مستمر و بدون صدا می باشد.

به دنبال این بی تفاوتی شاهد موارد ناخوشایندی در سازمان هستیم که پاره ای از آنها عبارتند از:

* كاهش سطح كيفيت توليدات و خدمات

* کارمندان فقط برای دریافت حقوق ماهانه خود سر کار خواهند آمد و انگیزه قوی تر از این ندارند.

* استفاده از فرصتي براي گريز از كار

* بي تفاوتي به مشكلات، تخريبها و ... سازمان و حتی كمك به سرعت بخشيدن آن

* بي توجهي به حفظ و حراست از منابع ارزشمند سازمانی

* عدم توجه به نوآوري و خلاقيت و عدم زحمت دادن بخود حتی برای فكر كردن

* عدم مسئولیت پذیری در زمان بروز مشكلات و متهم کردن دیگران

 چرا کارکنان بی تفاوت شده اند؟

در مراجع مختلف علل مختلفی برای این موضوع بیان شده است ولی به اختصار میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

* بي توجهي مافوق به مسائل و اتفاقات سازمان

* عدم شايسته سالاري

* برخورد گزينشي و غیر سازمانی با تخصص افراد: چه بسا افرادي كه داراي دانش و تخصص بالاي هستند ولي بخاطر برخورد گزينشي و انتخابي در جايگاه پاييني قرار مي گيرند و بالعكس.

* عدم وجود و یا عدم کفایت نظارت مستمر بر عملکرد پرسنل و ارزش گذاری بر عملکرد آنها

* عدم شناخت نيازهاي كاركنان و پاسخ مناسب به آنها مانند نیاز به شکوفائی

* توجه خاص به بعضی از مشاغل خاص در سازمان

* تمرکز قدرت در دست عده ای و تبعیض

* عدم مشارکت کارکنان در فرایند تصمیم گیری

* بی توجهی به مسائل معیشتی و رفاهی کارکنان

* عدم اطلاع کارکنان از میزان اثر گذاری آنها در فرایند ها و عدم اطلاع از نتایج عملکرد خود

* اما یکی از دلائل مهمی که نباید از آن غافل شد، عدم شناخت چشم انداز (Vision) سازمان است. کارکنان معمولا یک ایده مبهم از چشم انداز سازمان دارند و یا اصلا آن را نمی شناسند. در این حالت سازمان چگونه میتواند یک روح واحد باشد و بتدریج نیرو هائی که قادر به فهم این موضوع نمی باشند از قافله جدا و کنج عزلت را انتخاب می کنند.

آنها یک معنای مشترک از یک تصویر بزرگ را احساس نمی کنند و هدف خود را در آغاز فعالیت روزانه خود نمی دانند. اگر از آنها بپرسی که چرا اینکار را انجام میدهی؟ لابد خواهند گفت چون رئیسم گفته، چون اینکار مرسوم است. چون دستور العمل های پوسیده قدیمی اینجور میگوید، به هر صورت درکی از مفهوم واقعی و نتیجه ارزش کار خود در این فرایند سازمانی را ندارند.

شما به ندرت میتوانید مدیر ارشد یا مدیر عاملی را پیدا کنید که این سه سوال رو از کارکنان خود در حین بازدیدش بپرسد:

* چشم انداز واحد شما و یا سازمان چیست؟

* مفهوم آن چیست؟

* نقش شما در تحقق آن چیست؟

نکته دیگر این است که آیا ما بطور موثر از فن آوریهای ارتباطی استفاده می کنیم از هزینه کردن در آن هراس نداشته باشیم زیرا به کمک آن به راحتی میتوان کارائی و اثر بخشی کارکنان را اندازه گرفت و تحلیل هزینه فایده نشان میدهد که بزودی این سرمایه گذاری بازگشت خواهد نمود.

این موضوع اهمیت زیادی دارد که کارکنان از محیط خود دلشاد بوده و به آن عرق و حمیت سازمانی داشته باشند و بتوانند در سایه آن کار تیمی بکنند نه اینکه مدیران صرقا این احساس را داشته باشند. آیا امنیت شغلی که از نیاز های سطوح پائین هرم مزلو می باشد در سازمان شما وجود دارد. آیا کارکنان می توانند به راحتی ایده ها و نظرات کارشناسی خود را بیان کنند و نگران تهدیدهای محیطی نیستند.

آیا شما در فرایند توانمند سازی پرسنل خویش گامی برداشته اید و یا اصلا آموزشی در کار نیست. آیا تصور شما از توانمند سازی، اختصاص قدرت است یا به مفهوم ریشه ای و واقعی آن که ایجاد یک جو اعتماد سه گانه فیمابین بنگاه، کارمند و مدیر است فکر می کنید.

گاهی اوقات نیز شفاف نبودن فرایند های سازمانی و عدم نتیجه گرفتن کارمند از اجرای آنها منجر به بی تفاوتی می شود.

اما هر آنچه که جسته و گریخته گفتیم، یکطرف و لزوم توجه به این مفهوم و پیام آسمانی که " خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد، مگر آنها این تغییر را از درون خود آغاز نمایند" می تواند بسیار مهم و راه گشا باشد.

آیا اگر مدیران مافوق ما خواستند که به توصیه های فوق عمل ننمایند شما باز هم می خواهید بی تفاوت و بی حمیت به سازمان خود باشید و با کمال تاسف و پوزش می خواهید همچون سیب زمینی باشید یا غفلتی بوده و تلاش خواهید نمود. اگر جزء دسته دوم می باشید برای جبران دیر نیست و بایستی از نقطه ای آغاز نمود.

* برای خود و چایگاه شغلی خود حرمت بالائی قائل شوید.

* سعی کنیم در کار خود بهترین باشیم.

* اگر ارزیابی مدیران ما از ما اشتباه است با آنها مذاکره کنیم.

* سعی کنیم دانش تخصصی خود را در حوزه ای که در آن شاغل هستیم بالا ببریم و در این راستا منتظر ماموریت تحصیلی یا آموزشی و یا فرصت مناسبی در آینده نباشید، همین حالا اقدام نمائید.

* اگر سازمان ما، نشان ویژه ای دارد، آن را بر سینه خود نصب کنیم و در این که در این شغل مشغول هستیم افتخار کنیم.

* نقاط قوت خود و سازمان خود را بخوبی بشناسیم.

* نقاط ضعف خود و سازمان خود را بخوبی بشناسیم.

* به تهدید هائی که سازمان ما را دچار مخاطره می نماید حساس باشیم و به سادگی از کنار آن نگذریم و حتی اگر کاری از دست ما بر نمی آید آن را به مسئولین ذی صلاح گزارش نمائیم.

* فرصت های پیش روی خود و سازمان خود را بخوبی شناسائی کنیم و برای دست یافتن به آنها از مجموعه اطلاعات خود استفاده نمائیم.

* قدری نوآور باشیم و قدری خلاقانه فکر کنیم و این را بدانیم تقلید کورکورانه از آنچه دیگران قبلا انجام داده اند راه حل آگاهانه نیست.

* برای وقت و زندگی خود و آموختن و یاد دادن ارزش ویژه ای قائل باشیم و این موارد را سر سری نگیریم حتی اگر در نظرتان موضوع کوچکی باشد.

* ایده های خود را یادداشت کنید و برای مدیرتان بفرستید. مهم نیست که او چه فکر می کند، مهم این است که شما وارد اطاق فکر او خواهید شد.

* در نظام پیشنهادات و انتقادات شرکت کنید. فرقی نمی کند در چه رده ای از سازمان کار میکنید. " من پیشنهاد می دهم، پس من هستم "

* از بیان حقیقت هراس نداشته باشید.

* به هر شکل مشکلات وجود دارند و قرار نیست آنها ما را مدیریت کنند. این شمائید که آنها را مدیریت خواهید کرد. خوشبین باشید و به من و دوستان خود انرژی مثبت بدهید. مطمئن باشید انرژی نه بوجود میاید و نه از بین میرود بلکه از نوعی به نوع دیگر تیدیل می شود. روزی این انرژی و روحیه قوی شما در این چرخه بسته جهان هستی در حالیکه صد ها بار تقویت شده و بسامد آن افزایش یافته به شما باز خواهد گشت و این سطح انرژی بالا موجب ارتقا شغلی و رسیدن به خواسته هائی که در ذهن می پروراندید، خواهد شد.

* خودتان را باور کنید. شما فرد مهم، یزرگ و تاثیر گذاری هستید.

 مراجع

1-      علل بروز بي تفاوتي در كاركنان و روشهاي مقابله... indifference، قدر علی رائیجی، http://athir.blogfa.com/post-839.aspx

2-     How to Overcome Organizational Indifference govpro.com/issue_20030801/gov_imp_27703/


برچسب‌ها: بي تفاوتي, organizational indifference
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 1:33  توسط رضا منوچهری راد  |