|
|
|
|
|
لینک مطلب در هفته نامه آتیه نو راهبرد بیمه های اجتماعی بهعنوان هسته اصلی نظام تامیناجتماعی یادآور یکی از دستاوردهای ارزشمند انسانی است که بر حفظ شأن و کرامت همه انسانها، بهویژه نیروی کار مولد تاکید دارد. امروزه جهان مدرن به این دستاورد بهعنوان یک حق مدنی ضروری فردی نگاه میکند و به پاس افتخار پذیرش شهروندی یک کشور اعطا میشود. بهعبارت دیگر، نظام تامیناجتماعی بخشی از یک نظام حقوقی است که روابط انسانی جامعه مدنی را تنظیم و بنیادش بر حقوق فردی است، یعنی حق طبیعی آزادی و برابری میان تمام انسانها. در چنین نظامی، وظیفه دفاع و حراست از تامیناجتماعی بهعنوان یک حق شهروندی وظیفه دولت قانونمدار است و جای تامل و نقد است که دولتها تا چه حد به وظیفه خویش در این خصوص عمل میکنند. اگر به ظهور نظام بازنشستگی بهعنوان یکی از راهبردهای بیمه های اجتماعی در ایران توجه کنیم، از ظهور آن در اروپا تا مشاهده اولین جرقه های آن در ایران، فاصله زیادی مشاهده نمیشود؛ که خود حاکی از آن است که کشور ما نسبت به تحولات عصر مدرن از جمله بیمه های اجتماعی یا نظام بازنشستگی عقب مانده نبوده و نیست و نتایج تحولات غرب بهسرعت بهدست ما رسیده است. سیر این تحولات را میتوان در ادوار مختلف مشاهده کرد. شاید بتوان از مهمترین مصادیق این تحولات به موارد زیر اشاره کرد:
اگرچه در یک قرن اخیر و طی تمام این تحولات «نهادن قانون» و نهادسازی برای اجرای آن در امتداد آمال مشروطیت با ما همراه بوده است، اما متاسفانه از این تحولات همچون نظام بازنشستگی صرفا در یک قالب ابزار بهره برداری شد و از ارزشهای حقیقی این پدیده ارزشمند، یعنی استقرار تامیناجتماعی بهصورت عام و نظام بازنشستگی بهشکل خاص به مثابه یک حق شهروندی، درک درستی حاصل نشد. متاسفانه امروز برخی دولتمردان ما ضمن عدمآگاهی از این فلسفه مهم، با آمیختن نامیمون رسالت و ماموریت ناشی از این فلسفه با سیاست و تعهدها و ایدئولوژیهای سیاسی خویش، موجب آفت زدگی این حوزه شدند. برای مثال، مطابق ماده«49» قانون تامیناجتماعی، مطالبات سازمان تامین اجتماعی از دولت در عِداد مطالبات ممتازه است، چراکه قانون گذار بر اهمیت حق الناس بودن منابع سازمان تامیناجتماعی و رعایت یکی از مولفه های حق شهروندی آگاه بود، اما متاسفانه ناگهان هنگام تصویب آییننامه اجرایی بند «ت» ماده «8» قانون برنامه ششم توسعه در دولت مشاهده میکنیم؛ بهجای تعقیب اهداف سه گانه قانونگذار، یعنی تمرکز بر بدهیهای دولت، ساماندهی و تادیه آنها؛ مسیر به سمت کاهش و تقلیل بدهیها تغییر یافته و ضمن تعارض با بند «ه» ماده «7» قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامیناجتماعی که به صراحت ذکر میکند، بدهی های دولت باید بر مبنای ارزش واقعی روز محاسبه شود؛ تلاش میکند مطالبات تامیناجتماعی را به روش ساده محاسبه کند که این نحوه تغییر محاسبه، تعدی آشکار به حقوق بیمهشدگان و موجب تحمیل حدود 100هزار میلیارد تومان بارمالی به سازمان تامیناجتماعی است. مصادیق در خصوص عدم فهم صحیح فلسفه نظام تامیناجتماعی بسیار است. مثال دیگر، تصویب برخی خطمشیهای مربوط به زنان سرپرست خانوار است. مطالعه اصل «3» (بندهای 3، 9 و 12)، اصل «29»، «30»، «31» و «43» قانوناساسی کشور نشان میدهد که قانونگذار معیار استحقاق دریافت خدمات را حق شهروندی میداند که با الگوی رفاهی سوسیال دموکرات کشوری همچون سوئد که در آن برای دولت وظایفی همچون ایجاد سطوح بالای اشتغال، تضمین توزیع منصفانه ثروت ملی، تحقق حق شهروندی به مثابه بُعد نیرومند حقوق و استحقاق اجتماعی قائل است، مشابهت زیادی دارد. اما در قوانین توسعه، طرفداران اقتصاد بازارمحور با شعار سیاست های توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تلاش میکنند آنها را روانه بازار کار کنند، در حالی که مطابق مواد «1105» (ریاستخانواده)، 1106، 1107(پرداخت نفقه) و 1117 (ولی زن و خانواده) قانون مدنی، قانونگذار باور و تلاش برای پیاده سازی الگوی کاملا سنتی مرد نان آور- زن خانه دار دارد و این تناقض بین نگاه ایدئولوژیک و اقتصاد بازارمحور بروز میکند. شایان ذکر است، در سیاست های بازارمحور لیبرال، معیار استحقاق «نیاز» است و نه «حق شهروندی». در این الگو پرداخت مزایا به مددجویان کم درآمد، به خصوص طبقه کارگر وابسته به دولت و محدود است. در این نظام همچون الگوی کشور آمریکا، رفاه به کار وابسته و ساختار اجتماعی نابرابر، نقش سازمان های غیردولتی پررنگتر و دخالت دولت حداقلی است. اما دولت حتی این نظام لیبرال را نیز با موفقیت اجرا نمیکند و برخلاف کشورهای لیبرالی که راه ورود زنان به بازار کار برایشان فراهم است، براساس قانون خانواده راه ورود آنها به بازار کار را محدود، مشروط، سخت و حتی برخلاف کشورهای محافظه کار و قوانین اسلامی، تحت حمایت دولت هم نیست. بنابراین در یک جمع بندی به نظر میرسد، اگرچه سیاستگذاران در تدوین قانون (اساسی، کار، بیمه های اجتماعی، خانواده و...) در آرمانهای زیبای یک جامعه مدنی سیر میکنند، متاسفانه در برنامه های توسعه و اجرا گرفتار ابهام، عدم شفافیت و انحراف از ارزشهای بنیادین شده و فلسفه و روح حاکم بر قانون را به فراموشی میسپارند که امید است با نقد سازنده، این عقب ماندگی جبران شود. برچسبها: تامین اجتماعی, حق شهروندی, فلسفه قانون, قانون اساسی |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۸ساعت 10:41 توسط رضا منوچهری راد
|
|
||